خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
كاظم خطيبي
آرشیو وبلاگ
۱۳۸٦/٩/۱٠
۱۳۸٦/٦/۱٧
۱۳۸٦/٤/۱٦
۱۳۸٦/٤/٢
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/۳/۱٢
۱۳۸٦/۱/۱۱
۱۳۸٥/۳/٢٧
۱۳۸٥/٢/۳٠
۱۳۸٥/٢/٢۳
۱۳۸٥/۱/۱٢
۱۳۸٥/۱/٥
۱۳۸٤/۱٢/٢٠
۱۳۸٤/۱۱/٢٩
۱۳۸٤/۱۱/۱٥
۱۳۸٤/۱۱/۸
لینک دوستان
شهرستان تربت حيدريه
شهرستان تربت حيدريه
تربت ما
کيوان ساکت
سايت تربت حيدريه
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

فراوانى آثار باستانى و تاريخى سيستان به اندازه اى است كه بسيارى از دانشمندان و كارشناسان ايرانى و خارجى از آن به عنوان سرزمين آفتاب ياد كرده و سيستان را بهشت باستانشناسان معرفى كرده اند.
اكنون سؤال اين است كه آيا سيستان با سابقه اى درخشان در تاريخ و تمدن ايران توانسته تاكنون از توانمندى خود براى رونق اقتصادى و توسعه گردشگرى استفاده كند يا اين كه تنها از اين همه توانمندى و قابليت تاريخى نگهدارى شده است.
كوه خواجه و بسيارى از مجموعه هاى تاريخى آن از جمله كاخ و معبد كوه خواجه (قلعه رستم، قلعه كافران، قلعه سام)، قلعه كوك كهزاد، قلعه چهل دختر، قلعه سرسنگ، زيارتگاه خواجه غلتان، ساختمان پيرگندم بريان و خانه شيطان، ساختمان هاى آرامگاهى قديمى و قبور دوران اسلامى از جمله آثار تاريخى و كهن سيستان به شمار مى آيند كه مى توان از پتانسيل هاى آنان براى توسعه و رونق صنعت گردشگرى اين ديار سود جست.
كوه خواجه با توجه به قدمت تاريخى اش جايگاه ويژه اى در ميان آثار باستانى ايران دارد ، اما اين كه اثر تاريخى چقدر در توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى سيستان نقش داشته و چقدر توانسته ايم از اين بناى كهن براى معرفى ارزش هاى معنوى و فرهنگى خود به جهانيان بهره گيرى كنيم جاى سؤال دارد!
در دل درياچه هامون كوه صخره اى و منفرد از جنس بازالت سياهرنگ وجود دارد به طورى كه هرتسفلد محقق و باستانشناس آلمانى آن را به ميزى بزرگ كه در دشت وسيعى نهاده شده، تشبيه كرده است.
اين كوه در فاصله ۳۰كيلومترى جنوب غربى شهر زابل واقع شده است. كوه خواجه در دوره ميترايى و در دوره هاى زرتشتى به سبب وجود آتشكده، مركزى عبادى بوده و در دوره هاى بعدى نيز همچنان احترام خود را حفظ كرده است.
سازندگان دژكوه، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مصالح اين كوه در ساخت و سازهاى خود نبوده و بيشتر از خشت استفاده كرده اند.
شش لايه متوالى سكونت و استقرار از عصر هخامنشى تا دوره اسلامى در كوه خواجه نشانگر تمدن بسيار غنى اين منطقه است. در وسط كوه خواجه قلعه اى مشتمل بر يك قصر و يك معبد كه آن را بناى سلطنتى مى دانند، در گرداگرد يك حياط وسيع بنا شده است. در ضلع غربى و شرقى حياط، ايوان هاى سقف دار وسيع و در ضلع شمالى حياط ديگرى واقع شده كه مشتمل بر يك دهليز و گالرى وسيع با پلكانى كه به صفحه فوقانى منتهى مى شود و معبد، در آن قرار دارد متصل مى شود. پشت پلكان شمالى، دالان درازى وجود دارد كه نقاشى هاى ديوارى زيادى در آن ديده مى شود كه شكوه خاصى به آن بخشيده است.
نقوش به دست آمده از كوه خواجه شامل تصاوير
۲ سوار كه يكى سوار بر اسب و ديگرى كه قرينه اولى است، بر پلنگى سوار است.
همچنين علاوه بر اين نگاره ها، تصوير افرادى در حالت هاى ديگر وجود دارد. در كوه خواجه نقوش برجسته گلى نيز به دست آمده كه از آن جمله مى توان به نقش برجسته ۲ مرد كه حلقه دايره اى شكل روبان دارى را به طور مشترك به دست گرفته اند، اشاره كرد.
اين مجموعه هر چند تداوم پاره اى از عناصر معمارى دوره هخامنشى بويژه تخت جمشيد را با خود به همراه دارد اما شيوه هاى خاص به كار گرفته در آن منحصر به فرد است به طورى كه معماران محلى هرگز نخواسته اند از يادمان هاى پيشينيان الگوبردارى كنند.
كوه خواجه در دوره ساسانى كمتر مشابهى در ديگر نقاط كشور داشته و تنها آتشكده تخت سليمان از برخى جهات با دوره ساسانى كوه خواجه بويژه آتشكده آن قابل مقايسه است. ديرينه شناسان همچنين حياط مركزى و فضاهاى جنبى (قلعه سام) كوه خواجه را با كاخ فيروزآباد فارس كه ابعاد مشابهى دارند و نيز كاخ قصرشيرين در اواخر دوره ساسانى همانند دانسته اند.
نبود فضاى اقامتى و رفاهى در حاشيه كوه خواجه براى اسكان گردشگران اين منطقه و فقدان مراكز پذيرايى و تجارتى و نبود امكانات اوليه بهداشتى در كنار اين اثر تاريخى موجب مهجور ماندن و ناشناخته شدن كوه خواجه شده است.
وجود تاريكى مطلق در محيط اطراف كوه خواجه در شب و نبود اطمينان از امنيت شبانه براى عبور و مرور در اطراف اين اثر از جمله ديگر مشكلات پيش روى مشتاقان گردشگرى است.
سه اثر تاريخى سيستان شامل شهر سوخته، كوه خواجه و مجموعه تاريخى بمپور براى ثبت در فهرست آثار تاريخى به يونسكو پيشنهاد شده اند.
گفتنى است، آثار تاريخى سيستان و بلوچستان شامل ۹۲۰ تپه و محوطه تاريخى، ۶۵۰ بنا و تعدادى غار و درخت طبيعى است.

نخستين موزه شهردارى كشور در ساختمان عمارت شهردارى و در ۸۰۰ متر مربع و با هزينه يك ميليارد و ۱۰۰ ميليون ريال راه اندازى شده است.
شهردار تبريز در آيين راه اندازى اين موزه با بيان اين كه اين امر گامى در جهت هويت و تجليل از مفاخر و گذشتگان است، اظهار داشت: تا يكسال آينده با اختصاص كل عمارت ساختمان شهردارى به اين امر بزرگترين موزه شهردارى كشور در تبريز ايجاد مى شود.

اصفهان ـ خبرنگار«ايران»: موزه بزرگ ملى اصفهان بزودى راه اندارى مى شود
به گزارش روابط عمومى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان اصفهان، منوچهر دانش، رئيس هيأت مديره و مديرعامل انجمن موزه داران استان اصفهان، دراين باره گفت: راه اندازى موزه بخش خصوصى در شهرستان ها و سر و سامان دادن به گنجينه هاى استان با حمايت سازمان هاى فرهنگى مربوطه و مشاركت بخش خصوصى از اهداف تأسيس انجمن موزه داران استان اصفهان است.
اصفهان، خبرنگار «ايران»: مراسم بزرگداشت شهردارى هاى استان اصفهان به مناسبت صد ساله شدن قانون شهردارى هاى كشور برگزار مى شود.
نزديك به يكصد طرح و پروژه در قالب برنامه هاى دينى، فرهنگى، اجتماعى، هنرى، علمى پژوهشى و اطلاع رسانى در شهر اصفهان برگزار مى شود. سيد مرتضى سقائيان نژاد شهردار اصفهان با اعلام اين خبر در يك نشست خبرى گفت: شهر اصفهان بعد از تبريز دومين شهرى است كه داراى بلديه يا شهردارى شد

شيراز - خبرنگار «ايران»: چهارمين نمايشگاه بين المللى بازار گردشگرى و صنايع دستى خاورميانه با حضور ۱۵۰ شركت كننده از ۷ كشور خارجى و ۲۵ استان ايران در شيراز برپا شد.
معاون گردشگرى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور در اين مراسم، ثبت اين نمايشگاه در فهرست نمايشگاه هاى بين المللى سازمان جهانى گردشگرى را به فال نيك گرفته و آن را فرصتى براى معرفى گوشه هايى از ميراث غنى تاريخى، طبيعى و معنوى ايران برشمرد.

رحمت عباس نژاد، رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى وگردشگرى مازندران با اعلام اين خبر گفت: دبيرخانه مطالعات باستان شناسى درياى خزر با حضور «طه هاشمى»، رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى آبان ماه امسال در كنار خانه تاريخى گلبادى در سارى گشايش و راه اندازى شد كه هدف آن پژوهش آثار باستانى و تاريخى منطقه خزر است.
وى در مراسم معرفى مسئول اين دبيرخانه همچنين گفت: جمع آورى، مستندسازى و مطالعات حوزه ميراث فرهنگى مشترك با كشورهاى حاشيه درياى خزر از جمله وظايف اين مركز است. وى انجام سفرهاى مشترك بين اين كشورها و برگزارى نشست هاى مشترك در طرح هاى مطالعاتى را از ديگر وظايف اين دبيرخانه اعلام كرد.
عباس نژاد كشورهاى عضو اين مركز را افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان، ازبكستان، قزاقستان، روسيه، گرجستان، آذربايجان، ارمنستان، تركيه، ايران و قرقيزستان كه داراى مشتركات فرهنگى زيادى هستند برشمرد.
وى اظهار داشت: اين مركز در حوزه مطالعات فرهنگى بويژه باستان شناسى و ميراث تاريخى و فرهنگى و تاريخ تمدن كشورهاى حاشيه درياى خزر مطالعه مى كند. رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى مازندران به فرامنطقه اى بودن اين مركز اشاره و تصريح كرد: اين دبيرخانه با دانشگاه هاى كشورهاى حاشيه درياى خزر، مركز ايران شناسى، دبيرخانه قفقاز و آسياى مركزى و يونسكو به طور مستمر همكارى دارد.
آخرين بررسى هاى انجام شده در مازندران نشان مى دهد كه اين استان داراى حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال تاريخ است و اين نمايانگر اين است كه گروه هايى در اين استان و مرز و بوم زندگى مى كرده اند.
به گفته مهندس على ماهفروزى، مدير پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى استان مازندران، در دورانى كه يخ ها به سمت قطب حركت كردند شرايط خوبى براى زندگى به وجود آمد، بعد از آن تپه ها نخستين مكان ها براى زندگى بودند كه از جمله آنها مى توان تپه توخن در نكا را حائز اهميت و جيطون تپه در تركمنستان را بهترين نمونه هاى كاوش شده اين دوران دانست.
باط شرف، موزه آجركارى ايران
در جاده مشهد ـ سرخس حركت مى كنيم؛ در مسير جاده ابريشم و در راه قديم نيشابور به مرو مى رويم تا آثار گذشتگان را بازيابيم. به ياد زمانى كه جاده خراسان اهميت بسيار داشت، در ذهن خود به دنبال ردپاى كاروان شترانى مى گرديم كه بار ابريشم و باروت داشتند؛ شايد هم ادويه و رنگ در كنار سفالينه و فلز. به ياد تحقيق سيدمحسن حسينى مى افتم؛ جزوه اى درباره «رباط شرف» كه انگيزه اصلى اين سفر را پديد آورد: ديدار از مهم ترين كاروانسراى جاده ابريشم در خراسان. از پله هاى اتوبوس كه پايين مى رويم، چشم هايمان از تابش آفتاب بهارى در دشت هاى گرم سرخس بسته مى شود و گرماى زمين تف ديده به صورتمان مى خورد. دشت سرخس، زمستان هاى بسيار سرد و تابستان هاى آتشين دارد. بى شك كاروانيان هم به مانند ما از ديدن كاروانسرايى با سايه سارهاى خنك احساس شوق و وجد مى كردند؛ از ديدن كاروانسرا يا رباط شرف!
* سرايى در جاده ابريشم
كاروانسرا يا رباط شرف كه در ۱۳۶ كيلومترى شرق مشهد به سمت سرخس و ۶ كيلومترى مشرق روستاى «شورلق» است، يكى از مهم ترين منزلگاه هاى جاده ابريشم سده هاى ۵ و ۶ هـ . ق محسوب مى شده؛ زيرا در كنار يكى از مسيرهاى اصلى جاده ابريشم قرار داشته است. در سردرورودى بنا نوشته اند: رباط شرف از كاروانسراهاى شاهى يا كاخ رباط هاى جاده ابريشم است و در متون تاريخى، منزل رباط شرف را «آبگيره» و «آبگينه» ناميده اند. مشخصه رباط شرف در كاربرد آجر و گچبرى تزئينات معمارى و كتيبه هاست و صاحبنظران اين بنا را شايسته موزه آجركارى ايران دانسته اند.
بيشتر رباط ها و كاروانسراهاى بزرگ راه هاى قديم ايران را سلاطين و تجار بزرگ ساخته اند. تفاوت عمده رباط ها و كاروانسراها نيز در نوع مصالح مصرفى و تزئينات داخلى آنهاست؛ چنانكه به آنها كاروانسراهاى شاهى و يا كاخ رباط مى گفته اند؛ زيرا برخى براى سكونت شاهان، امرا، وزرا و درباريان به هنگام سفر ساخته شده و در ساخت آنها از سنگ ها و آجرهاى مقاوم استفاده كرده اند و هنرمندان وقت به كار تزئين بنا پرداخته اند. همچنين مكان ساخت كاخ رباط ها موقعيت استراتژيك داشته است.
* گمانه هاى تاريخ
با توجه به متن كتيبه اى آجرى زير ايوان انتهايى كه در ناحيه پاطاق قوس سر در آن هنوز باقيمانده است، مى توان گفت اين بنا در سال ۵۴۹ هـ . ق و در دوران حكومت سلطان سنجر سلجوقى ساخته شده است.
آندره گدار در كتاب «آثار ايران» در مورد نام رباط شرف و بانى آن نوشته است: من فقط يك نفر را مى شناسم كه در عصر سلجوقى توانسته است چنين بناى عظيمى بسازد و او شرف الدين ابوطاهرابن سعدالدين على القمى است.
شرف الدين قمى در سال ۴۸۱ هـ . ق از قم به خراسان رفت و مدت ۴۰ سال حاكم مرو بود و وى سپس در سال ۵۱۵ هـ . ق وزير سلطان سنجر شد. از اين رو مى توان گفت: دوره وزارت او با زمان ساخت رباط شرف مطابقت دارد.
سيدمحسن حسينى نيز در كتاب رباط شرف با استناد به مدارك و متون تاريخى، بانى رباط شرف را شرف الدين ابوطاهربن سعدالدين على القمى دانسته است.
* رباط شرف در جريان تاريخ
تنها كتيبه تاريخ دار بنا، كتيبه اى گچى به خط ثلث و در زير ايوان انتهايى بناست كه سه ضلع ايوان را دربرگرفته است و چون كتيبه هاى ديگر را به خط كوفى نوشته اند، مى توان نتيجه گرفت كه اين كتيبه از كتيبه هاى ديگر جديدتر است؛ چنانكه تاريخ آن سال ۵۴۹ هـ . ق است.
به گفته آندره گدار اين بنا كه در سال ۵۰۸ هـ . ق ساخته شده، در سال ۵۴۸ هـ . ق مورد حمله غزها قرار گرفته و آسيب ديده است. در نتيجه، يك سال بعد، در سال ۵۴۹ آن را بازسازى كرده اند.
چون در بسيارى از قسمت هاى بنا، تزئينات گچى بر روى آجر چينى تزئينى قرار گرفته است، مى توان به صحت ادعاى گدار پى برد. اين تزئينات گچى در ديوار جنوبى مسجد حياط اول كه قسمت هايى از گچبرى آن ريخته شده، ديده مى شود.
در سال ۱۳۵۶ با خاكبردارى از اتاق هاى رباط شرف، مجموعه اى از ظروف فلزى، فرمان هاى عهد صفوى، سفالينه هاى سلجوقى، سكه هايى از ادوار اسلامى و نيز ظرفى منحصر به فرد متعلق به سده هاى ۴ و ۵ هـ . ق به دست آمد.
به اين ترتيب، روزگار اوج رونق بنا را مى توان همزمان با رونق جاده ابريشم، يعنى تا اواخر دوره تيمورى دانست. هر چند، با توجه به اسناد به دست آمده، از اين بنا كه مجموعه اى از فرمان ها، دست نوشته ها، تعهدنامه ها و اقرارنامه هاست، به نظر مى رسد از اين كاروانسرا حداقل تا اوايل دوره صفويان استفاده كرده اند. همچنين سفال هاى كشف شده در داخل و اطراف بنا نشانگر تردد اقوام و افراد مهم كشورى در اين مكان است.
* چگونگى ساختمان رباط
رباط شرف بنايى است با ۱۰۹ متر طول، ۶۳ متر عرض و ۴ هزار و ۶۴۴ مترمربع زيربنا كه يك ورودى دارد، با يك سردر زيبا؛ ۲ طاق مركب دو طرف آن بوده و يك ايوان ورودى دارد و ميان اين در و حياط يك دالان است. حياط اول را به شكل مستطيل ساخته اند و در دو سوى مدخل آن دو تالار دراز براى اقامت نگهبانان بنا شده است. در دو طرف ديگر حياط كه عرض كمترى دارد، ايوان هايى است كه تا ديوار خارجى امتداد دارد و شامل ۲ اتاق و عمود بر رواق داخلى است. پيش از حياط دوم، دالانى با سردر بلند ساخته شده كه در دو طرف آن ۲ راه هست و هر يك به درى مى پيوندد؛ يكى به در مسجد و ديگرى به در ورودى تالار مستطيل شكل.
بناهاى دو سوى حياط دوم نيز چون تأسيسات حياط اول است؛ فقط در جلو اتاق ها، رواقى است كه حياط دوم را دور مى زند.
در طرف راست دالان ورودى به حياط دوم، اتاقى است كه گويا جايگاه نگهبان بوده است؛ ميان اين اتاق و اتاق هاى بالاى دالان نيز پلكانى ساخته اند.
از سر در ورودى و حياط اول كه مى گذريم، به حياط دوم مى رسيم كه در گوشه و كنار آن داربست هاى فلزى برپا كرده اند و نشان مى دهد كه بنا در دست تعمير و بازسازى است.
در حياط مربع شكل دوم آثار يك حوض بزرگ را مى توان ديد. قسمت اصلى بنا در انتهاى حياط دوم است و در پشت ايوان انتهايى آن محوطه اى چهارگوش با ۳ در ساخته اند. روبه روى ايوان، شاه نشين است كه طرف راست آن به اصطبل و طرف چپ بنا، به اتاق ها و حياط هاى خصوصى راه دارد.
در دو طرف شاه نشين، ۲ حياط چهار ايوانى كوچك براى استفاده نزديكان و در زير گنبدخانه هاى دو گوشه انتهايى رباط، ۲ حوض انبار ساخته شده است. در دو گوشه حياط دوم نيز ۲ تالار ستوندار بنا كرده اند.
از ويژگى هاى بناى رباط شرف ۲ مسجد آن است كه يكى در طرف چپ دالان ورودى به حياط اول قرار دارد و داراى ۲ ورودى به دالان است؛ مسجد ديگر در طرف چپ دالان ورودى به حياط است و ۲ محراب دارد. همچنين بنا داراى ۶ برج است كه ۴ برج آن در حياط دوم، به صورت هشت گوش ساخته شده و ۲ برج ديگر در حياط اول است. محور اصلى بنا از جنوب شرقى به شمال غربى است و نشان مى دهد كه بنا با توجه به قبله ساخته شده است. در واقع سردر ورودى به حياط دوم- ايوان و شاه نشين روى محور اصلى بنا ساخته شده است.
با توجه به شواهد مى توان نتيجه گرفت كه ابتدا حياط دوم به عنوان رباطى مستقل ساخته شده و سپس حياط اول را به آن افزوده اند؛ در واقع حياط اول براى مردم عادى و حياط دوم براى استفاده اعيان و مأموران عالى رتبه حكومتى ساخته شده است.
* رباط شرف و هنر آجركارى
رباط شرف يكى از بناهاى سبك رازى است و از ويژگى هاى اين سبك استفاده از آجركارى وگچبرى تزئينى در سطحى وسيع است و چون كه در ساخت اين بنا از طرح هاى متفاوت آجرچينى ساختمانى، آجرچينى تزئينى، فرم هاى آجرى و كتيبه هاى خطى آجرى، گچبرى هاى تزئينى و كتيبه هاى گچى استفاده شده، آن را موزه آجركارى ايران ناميده اند.
آجرهاى اسكلت بنا در نماى اصلى به صورت ۷ جفت كار شده و در فاصله هر دو جفت آجر نگاره گچى است. آجر چينى هاى تزئينى را نيز بيشتر در ناحيه هشت وجهى زير گنبدها و پوشش ها به كار برده اند. همچنين فرم هايى كه از قرار گرفتن آجر به شكل هاى مختلف ايجاد شده در گنبدها حجم و زيبايى خاصى به بنا بخشيده است.
تزئين آجرى به شكل طرح هاى هندسى و به كار بردن آجر تراشيده شده فقط در بالاى قوس سردر ورودى اصلى و سردر ايوان انتهاى حياط دوم ديده مى شود. همچنين از سردر ورودى ايوان به حياط اول، سردر ايوان انتهايى در حياط دوم و نيز كتيبه كوچكى در ايوان خاورى حياط دوم كه فقط چند حرف آن باقى مانده است، مى توان آثار كتيبه هاى آجرى رباط شرف را مشاهده كرد.
افزون بر اين، روى سردرها ۲ نوع خط آجرى قابل ديدن است؛ يكى خط درشت با استفاده از آجرهاى بزرگ كه سردرها را دربرگرفته و در دو طرف سردرها نيز امتداد يافته و ديگر خط باريكى كه به صورت افقى روى طرح هاى هندسى ايوان انتهايى است.
در تزئين بنا نيز از آجرهاى تراشدار استفاده شده است. در اين نوع آجركارى تزئينى، تراش دادن آجرها و كار گذاشتن آنها به صورت پشت سر هم با تركيب چند فرم، به بنا تنوع خاصى بخشيده است. اين نوع آجركارى بيشتر در سقف ها و پوشش ها به كار رفته است.
تاكنون قسمت زيادى از سقف ها و پوشش هاى اين بنا بر اثر مرور زمان و فرسايش فرو ريخته است، اما طاق ها و سقف هاى باقى مانده را مرمت كرده اند تا فرو نريزد. ديگر اين كه، بيشتر پوشش هاى مورد استفاده از نوع طاق گهواره اى است كه در برخى نقاط از برخورد ۲ طاق گهواره اى شكل، شبيه به طاق چهاربخش پديد آمده است.
همچنين طاق هايى موسوم به «كلنبه»، كه داراى گوشه سازى هاى زيباست، قابل مشاهده است. بيشتر طاق ها و قوس ها را به صورت ضربى ساخته اند.
در برخى ورودى ها و طاق ها كه داراى باربرى بيشترى هستند از آجرچينى ضربى و روى هر دو استفاده شده است. وجود اين طاق ها موجب شده كه اتاق ها همگى عمود بر حياط مركزى باشند.
نكته گفتنى ديگر اين است كه در اين بنا تزئينات گچى به شكل نقش هاى هندسى ، اسليمى و كتيبه است؛ هر چند بيشتر آنها براثر بارش باران فرسوده شده و از ميان رفته است.
در جزوه رباط شرف نوشته سيدمحسن حسينى، به ظروف، فرمان ها دست نوشته ها و فلزات كشف شده در رباط شرف اشاره شده، اما از محل نگهدارى اين اشيا سخنى به ميان نيامده است. از محوطه كه خارج مى شويم، همگى مبهوت عظمت معمارى بنا هستيم، اما يك سؤال در ذهن باقى مى ماند: چرا اينجا راهنمايى ندارد كه در كشف رازهاى اين بناى عظيم تماشاگران را يارى دهد؟ از تسهيلات رفاهى نيز خبرى نبود. فقط نگهبان ميانسالى بود كه با اخم گروه را بدرقه كرد! گويا با آمدن ما آرامش او برهم خورده بود. دريغ از يك ليوان آب خنك!

پيام هاي ديگران ()
link
جمعه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
| |||
|
|
اين موزه با وسعتى حدود ۲۷۰ مترمربع، بخشى از طبقه تحتانى عمارت تاريخى خورشيد را به خود اختصاص داده است. شهرستان كلات در ۱۴۰كيلومترى مشهد واقع شده و عمارت خورشيد بنايى از دوره افشاريه است. عمليات ساخت و تجهيز غرفه هاى اين مكان از ابتداى سال ۸۴ از محل اعتبارات سفر رياست جمهورى به خراسان رضوى آغاز و در نوزدهم مهر ماه ۱۳۸۵ با حضور مسئولان كشورى، استانى، محلى و مردم فرهنگ دوست كلات به طور رسمى گشايش يافت. غرفه هاى اين موزه نمايشگر الگوهايى از نحوه زندگى، مشاغل و حرفه ها، طبيعت و مواهب آن، صنايع دستى و بومى و پوشش مردم مناطق مختلف اين ناحيه است كه به شيوه اى كارشناسانه با بهره گيرى از فضاآرايى متناسب و با در نظر گرفتن فضاى زيستى ساكنان آن طراحى شده است.
غرفه زندگى عشايرى:
شهرستان كلات به لحاظ وجود اقوام و آداب و رسوم مختلف از متنوع ترين مناطق كشور به شمار مى آيد كه زندگى و معيشت آنها مبتنى بر دامدارى و كشاورزى است و ساختار اجتماعى آنها نيز با يكديگر متفاوت است. غرفه زندگى عشاير در اين موزه نمادى است براى نشان دادن بخشى از جلوه هاى فرهنگى اين گروه كه در سخت ترين شرايط محيطى و جغرافيايى با تلاش و پشتكار خود فرآورده هايى براى فروش به ساير نقاط توليد و عرضه مى كنند. وابستگى گروه هاى عشايرى به دام، مرتع و محيط را مى توان در ادبيات، آداب و رسوم و موسيقى مقامى آنان ديد؛ سرپناه خانواده هاى عشاير سياه چادر است.
غرفه عطارى:
ارتفاعات شهرستان كلات به سبب وجود مراتع و پوشش گياهى متنوع داراى بيشترين گونه هاى گياهى است كه از آن جمله مى توان به انجير، زالزالك، اسفناج، مرزه و زيره سياه اشاره كرد. در اين ميان گياهان دارويى نيز از جايگاه ويژه اى برخوردارند كه از مهمترين گياهان دارويى مى توان از گل گاوزبان، اسطو خودوس، آويشن، آنغوزه، كاكاتو و... نام برد كه در غرفه عطارى به شكلى زيبا در معرض نمايش گذاشته شده است.
غرفه آهنگرى:
مشاغل و حرفه هاى سنتى گوياى بخشى از فرهنگ و ساختار اجتماعى زيستگاه هاى انسانى است. در مناطق مختلف شهرستان كلات حرفه هاى گوناگون بومى و سنتى از جمله آهنگرى، پيله كشى، جاروبافى و... رواج دارد اما حرفه آهنگرى به دليل وابستگى مردم كلات به شيوه هاى زندگى مبتنى بر دامدارى و كشاورزى و استفاده از ابزارآلات فلزى از جايگاهى ويژه برخوردار است.
غرفه فنون بافته ها:
بافته هاى سنتى كلات از جمله صنايع دستى و بومى ماندگار اين ناحيه است كه كارگاه هاى سنتى و كوچك آن در بيشتر خانه هاى روستايى ديده مى شود. از ميان اين بافته ها مى توان به ابريشم بافى، نواربافى (بخش زاوين و لائين نو) سوزن دوزى، جوراب بافى، جاجيم و پلاس اشاره كرد. علاوه بر آن قالى و قاليچه هايى كه در اين ناحيه بافته مى شود، داراى طرح هاى زيباى تركمنى است.
غرفه كشاورزى:
مساعد بودن اقليم كلات به لحاظ بارندگى و خاك حاصلخيز آن سبب رونق كشاورزى و توليد سالانه حدود ۴ هزار تن برنج مرغوب و ۴۰ هزار تن گندم ديم است. همچنين از زمين هاى آن با روش ديم محصولاتى مانند كنجد، لوبيا، هندوانه، خربزه، چغندرقند و سيب زمينى برداشت مى شود؛ از محصولات باغى اين ناحيه مى توان به گردو و بادام اشاره داشت. در حال حاضر كشاورزى از مشاغل مهم كلات و برنج كلات معروف ترين محصول اين ناحيه است.
غرفه نمايش آداب و رسوم ازدواج:
مراسم عروسى و آداب و رسوم آن در منطقه كلات، هم اكنون نيز در ميان اقوام و طوايف مختلف همچنان ارزش خود را حفظ كرده است؛ زيرا با شيوه و سبك هايى به اجرا درمى آيد كه از سده هاى گذشته به نسل حاضر رسيده و در ميان اين مردم حفاظت و صيانت شده است. در مراسم ازدواج، زنان و مردان از پوشش هاى بومى و سنتى منطقه به رنگ هاى مختلف استفاده مى كنند و با وجود موسيقى سنتى و آوازهاى قديمى با بهره گيرى از سازهاى سنتى از جمله دهل، سرنا، قشمه و... فضاى مفرح و خاطره انگيزى را براى ميهمانان ايجاد مى كنند. غرفه مزبور با هدف بيان اين ويژگى ها آراسته شده است.

پريسا حمزه نژاد مسئول خانه جهانگردى كرمان، افزايش همكارى و تعامل سازمان هاى «مردم نهاد» و بخش هاى خصوصى با سازمان را از ديگر اهداف اصلى خانه جهانگردى كرمان برشمرد و افزود: اين خانه سعى دارد با برنامه ريزى هاى هدفمند جايگاه فعلى استان در بحث گردشگرى را با توجه به ظرفيت هاى فراوان آن در سطح كشور ارتقا بخشد. وى اضافه كرد: طبق اصول تدوين شده، همكارى براى توسعه سفرهاى ارزان قيمت، ارزيابى ديدگاه ها و نيازهاى گردشگران، ارائه اطلاعات و اقلام تبليغاتى به مسافران، توسعه و گسترش اطلاع رسانى و تعامل مثبت با اصحاب رسانه ها از مهم ترين وظايف خانه جهانگردى است.
کاخ موزه گلستان امسال گشايش مى يابد

اين كاخ ازمهم ترين بناهاى ساخته شده كشور در دوران پهلوى اول به سبك معمارى فرانسوى است و سال هاى طولانى محل اقامت خانواده پهلوى در سفر به گرگان بوده است.
كاخ مذكور كه۵۰ سال پيش با شماره ۱۵۳۸ در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده، بعد از مرمت مورد بازديد عموم قرار مى گيرد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگى استان گلستان در مورد تأخير مرمت اين بنا كه از دو سال پيش صحبت آن بود ، گفت: تأمين اعتبار، طول كشيدن مطالعات طرح و تعيين پيمانكار مجرى از جمله دلايل طولانى شدن كار مرمت است
محمود ربيعى با بيان اين كه مرمت كاخ موزه حدود ۱۵۰ ميليون تومان هزينه نياز دارد، گفت: كار مرمت بناهاى تاريخى سرعت زيادى ندارد و با اعتبارى كه در دست داريم گشايش كاخ موزه به احتمال زياد دهه فجر خواهد بود.
وى همچنين از ايجاد مركز اسناد تاريخى استان در يكى از خانه هاى بافت تاريخى گرگان خبر داد و گفت: با خريد خانه اميرلطيفى و مرمت آن بزودى فيلم ها، عكس ها، اسناد و گزارش هاى مربوط به گرگان به اين مكان انتقال و نگهدارى خواهدشد.
اجتماعى،
تپه باستانى توبره ريز با آثارى از استقرارهاى عصر آهن و پارت واقع در جنوب شهرستان كوهدشت لرستان با حضور هيأتى از باستان شناسان براى نخستين بار كاوش مى شود.
پوريا خديش، سرپرست اين هيأت كاوش با اعلام اين خبر، شناخت چگونگى وضعيت تپه و شناسايى توالى دوره هاى مختلف فرهنگى در اين محوطه را از جمله اهداف اين فصل كاوش عنوان كرد.
به گفته وى، شناخت دوره هاى سپيده دم تاريخى نهفته در اين منطقه مى تواند اطلاعات مهمى در زمينه معمارى، دين، مذهب، موقعيت اجتماعى، شرايط اقتصادى و معيشتى مردم و احتمالاً وضعيت سياسى ارائه كند.
خديش وجود آب فراوان و قرارگيرى اثر در مدخل تنگه اى واقع در مسير راهى باستانى و با ارزش موقعيت خاص و استراتژيك اين تپه به لحاظ استقرارهاى معمولى و يا نظامى و سياسى برشمرد.سرپرست هيأت كاوش تپه باستانى توبره ريز در خصوص قدمت اين تپه گفت: نتايج بررسى هاى سطحى حاكى از استقرارهاى دوره آهن و پارت است كه با توجه به كشف دونمونه سفال منقوش احتمالاً اين تپه در عصر برنز نيز مسكونى بوده است.وى با مقايسه آثار دوره آهن اين تپه با ساير محوطه هاى عصر آهن منطقه گفت: سفال هاى مربوط به اين دوره در محوطه هاى سرخدم لكى و سرخدم لرى با سفال هاى ساير محوطه هاى مربوط به عصر آهن بويژه غرب كشور داراى تفاوت هايى است و اختصاصات محلى و بومى در آن به خوبى قابل مشاهده است، در حالى كه سفال هاى دوره آهن و پارت تپه توبره ريز داراى اختصاصات و شاخص هاى ويژه ساير نقاط حوزه غرب ايران است كه يافتن دلايل اين اختلافها از جمله اهدافى است كه از سوى هيأت دنبال خواهد شد.سرپرست هيأت كاوش همچنين با اشاره به ديواره بزرگ از جنس لاشه سنگ با ملات ساروج نزديك رأس تپه كه بر اثر فرسايش و تأثير عوامل جوى از دل خاك پديدار شده اظهار داشت: احتمالاً اين ديواره متعلق به يك دژ بزرگ بوده است كه با ادامه كاوش كاربرى قطعى آن مشخص خواهد شد. اين تپه در سال ۱۳۸۲ از سوى اداره ميراث فرهنگى و گردشگرى وقت استان لرستان مورد بررسى قرار گرفته است.تپه توبره ريز با ابعاد ۱۱۶ در ۱۷۶ متر به صورت شمالى جنوبى و ارتفاع ۲۰ متر در مدخل تنگه اى كه مسيرى چند هزار ساله براى كاروانيان ويژه كوچ عشاير محسوب مى شده قرار گرفته است.
با توجه به داده هاى باستان شناختى تپه توبره ريز كه در دوران پارت و ساسانى داراى اهميت بوده، از زمان روى كار آمدن اتابكان لر نيز مورد توجه قرار گرفته و در زمان مغول ها از اهميت نظامى آن كاسته شده است.

| |||
|

دره "سردر" واقع در20 کیلومتری شرق شهرستان طبس میباشد
ؤ




چشمه آب گرم که با نام حمام مرتضی علی خوانده میشود



یکی قدیمی ترین سد های ایران که در زمان شاه عباس ساخته شده
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي

