ديدنيهاي ايران
«كوه خواجه» در استان سيستان و بلوچستان چون نگينى در دل كوير مى درخشد

سرزمين سيستان با تاريخ چندين هزار ساله خود به عنوان نگينى درخشان در دل كوير مطرح است اما چرخ آثار باستانى و توسعه گردشگرى اين منطقه به دلايل مختلف لنگ مى زند.
فراوانى آثار باستانى و تاريخى سيستان به اندازه اى است كه بسيارى از دانشمندان و كارشناسان ايرانى و خارجى از آن به عنوان سرزمين آفتاب ياد كرده و سيستان را بهشت باستانشناسان معرفى كرده اند.
اكنون سؤال اين است كه آيا سيستان با سابقه اى درخشان در تاريخ و تمدن ايران توانسته تاكنون از توانمندى خود براى رونق اقتصادى و توسعه گردشگرى استفاده كند يا اين كه تنها از اين همه توانمندى و قابليت تاريخى نگهدارى شده است.
كوه خواجه و بسيارى از مجموعه هاى تاريخى آن از جمله كاخ و معبد كوه خواجه (قلعه رستم، قلعه كافران، قلعه سام)، قلعه كوك كهزاد، قلعه چهل دختر، قلعه سرسنگ، زيارتگاه خواجه غلتان، ساختمان پيرگندم بريان و خانه شيطان، ساختمان هاى آرامگاهى قديمى و قبور دوران اسلامى از جمله آثار تاريخى و كهن سيستان به شمار مى آيند كه مى توان از پتانسيل هاى آنان براى توسعه و رونق صنعت گردشگرى اين ديار سود جست.
كوه خواجه با توجه به قدمت تاريخى اش جايگاه ويژه اى در ميان آثار باستانى ايران دارد ، اما اين كه اثر تاريخى چقدر در توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى سيستان نقش داشته و چقدر توانسته ايم از اين بناى كهن براى معرفى ارزش هاى معنوى و فرهنگى خود به جهانيان بهره گيرى كنيم جاى سؤال دارد!
در دل درياچه هامون كوه صخره اى و منفرد از جنس بازالت سياهرنگ وجود دارد به طورى كه هرتسفلد محقق و باستانشناس آلمانى آن را به ميزى بزرگ كه در دشت وسيعى نهاده شده، تشبيه كرده است.
اين كوه در فاصله ۳۰كيلومترى جنوب غربى شهر زابل واقع شده است. كوه خواجه در دوره ميترايى و در دوره هاى زرتشتى به سبب وجود آتشكده، مركزى عبادى بوده و در دوره هاى بعدى نيز همچنان احترام خود را حفظ كرده است.
سازندگان دژكوه، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مصالح اين كوه در ساخت و سازهاى خود نبوده و بيشتر از خشت استفاده كرده اند.
شش لايه متوالى سكونت و استقرار از عصر هخامنشى تا دوره اسلامى در كوه خواجه نشانگر تمدن بسيار غنى اين منطقه است. در وسط كوه خواجه قلعه اى مشتمل بر يك قصر و يك معبد كه آن را بناى سلطنتى مى دانند، در گرداگرد يك حياط وسيع بنا شده است. در ضلع غربى و شرقى حياط، ايوان هاى سقف دار وسيع و در ضلع شمالى حياط ديگرى واقع شده كه مشتمل بر يك دهليز و گالرى وسيع با پلكانى كه به صفحه فوقانى منتهى مى شود و معبد، در آن قرار دارد متصل مى شود. پشت پلكان شمالى، دالان درازى وجود دارد كه نقاشى هاى ديوارى زيادى در آن ديده مى شود كه شكوه خاصى به آن بخشيده است.
نقوش به دست آمده از كوه خواجه شامل تصاوير
۲ سوار كه يكى سوار بر اسب و ديگرى كه قرينه اولى است، بر پلنگى سوار است.
همچنين علاوه بر اين نگاره ها، تصوير افرادى در حالت هاى ديگر وجود دارد. در كوه خواجه نقوش برجسته گلى نيز به دست آمده كه از آن جمله مى توان به نقش برجسته ۲ مرد كه حلقه دايره اى شكل روبان دارى را به طور مشترك به دست گرفته اند، اشاره كرد.
اين مجموعه هر چند تداوم پاره اى از عناصر معمارى دوره هخامنشى بويژه تخت جمشيد را با خود به همراه دارد اما شيوه هاى خاص به كار گرفته در آن منحصر به فرد است به طورى كه معماران محلى هرگز نخواسته اند از يادمان هاى پيشينيان الگوبردارى كنند.
كوه خواجه در دوره ساسانى كمتر مشابهى در ديگر نقاط كشور داشته و تنها آتشكده تخت سليمان از برخى جهات با دوره ساسانى كوه خواجه بويژه آتشكده آن قابل مقايسه است. ديرينه شناسان همچنين حياط مركزى و فضاهاى جنبى (قلعه سام) كوه خواجه را با كاخ فيروزآباد فارس كه ابعاد مشابهى دارند و نيز كاخ قصرشيرين در اواخر دوره ساسانى همانند دانسته اند.
نبود فضاى اقامتى و رفاهى در حاشيه كوه خواجه براى اسكان گردشگران اين منطقه و فقدان مراكز پذيرايى و تجارتى و نبود امكانات اوليه بهداشتى در كنار اين اثر تاريخى موجب مهجور ماندن و ناشناخته شدن كوه خواجه شده است.
وجود تاريكى مطلق در محيط اطراف كوه خواجه در شب و نبود اطمينان از امنيت شبانه براى عبور و مرور در اطراف اين اثر از جمله ديگر مشكلات پيش روى مشتاقان گردشگرى است.
سه اثر تاريخى سيستان شامل شهر سوخته، كوه خواجه و مجموعه تاريخى بمپور براى ثبت در فهرست آثار تاريخى به يونسكو پيشنهاد شده اند.
گفتنى است، آثار تاريخى سيستان و بلوچستان شامل ۹۲۰ تپه و محوطه تاريخى، ۶۵۰ بنا و تعدادى غار و درخت طبيعى است.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
ايجادنخستين موزه شهردارى هاى كشور در تبريز

نخستين موزه شهردارى كشور در ساختمان عمارت شهردارى و در ۸۰۰ متر مربع و با هزينه يك ميليارد و ۱۰۰ ميليون ريال راه اندازى شده است.
شهردار تبريز در آيين راه اندازى اين موزه با بيان اين كه اين امر گامى در جهت هويت و تجليل از مفاخر و گذشتگان است، اظهار داشت: تا يكسال آينده با اختصاص كل عمارت ساختمان شهردارى به اين امر بزرگترين موزه شهردارى كشور در تبريز ايجاد مى شود.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
موزه بزرگ ملى در اصفهان ساخته مى شود

اصفهان ـ خبرنگار«ايران»: موزه بزرگ ملى اصفهان بزودى راه اندارى مى شود
به گزارش روابط عمومى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان اصفهان، منوچهر دانش، رئيس هيأت مديره و مديرعامل انجمن موزه داران استان اصفهان، دراين باره گفت: راه اندازى موزه بخش خصوصى در شهرستان ها و سر و سامان دادن به گنجينه هاى استان با حمايت سازمان هاى فرهنگى مربوطه و مشاركت بخش خصوصى از اهداف تأسيس انجمن موزه داران استان اصفهان است.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
بزرگداشت يكصدمين سال تأسيس شهردارى اصفهان

اصفهان، خبرنگار «ايران»: مراسم بزرگداشت شهردارى هاى استان اصفهان به مناسبت صد ساله شدن قانون شهردارى هاى كشور برگزار مى شود.
نزديك به يكصد طرح و پروژه در قالب برنامه هاى دينى، فرهنگى، اجتماعى، هنرى، علمى پژوهشى و اطلاع رسانى در شهر اصفهان برگزار مى شود. سيد مرتضى سقائيان نژاد شهردار اصفهان با اعلام اين خبر در يك نشست خبرى گفت: شهر اصفهان بعد از تبريز دومين شهرى است كه داراى بلديه يا شهردارى شد

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
برپايى نمايشگاه بازار گردشگرى و صنايع دستى خاورميانه در شيراز

شيراز - خبرنگار «ايران»: چهارمين نمايشگاه بين المللى بازار گردشگرى و صنايع دستى خاورميانه با حضور ۱۵۰ شركت كننده از ۷ كشور خارجى و ۲۵ استان ايران در شيراز برپا شد.
معاون گردشگرى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور در اين مراسم، ثبت اين نمايشگاه در فهرست نمايشگاه هاى بين المللى سازمان جهانى گردشگرى را به فال نيك گرفته و آن را فرصتى براى معرفى گوشه هايى از ميراث غنى تاريخى، طبيعى و معنوى ايران برشمرد.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
باستان شناسان ۱۱ كشور آسيايى به مازندران مى آيند

باستان شناسان ۱۱ كشور آسيايى به مازندران مى آيند
 
سارى ـ خبرنگار«ايران»: مركز مطالعات دبيرخانه ميراث مشترك كشورهاى حاشيه درياى خزر، آسياى ميانه و قفقاز واقع در سارى از باستان شناسان ۱۱ كشور اين منطقه براى پژوهش و بررسى آثار فرهنگى مشترك دعوت به همكارى كرده است.
رحمت عباس نژاد، رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى وگردشگرى مازندران با اعلام اين خبر گفت: دبيرخانه مطالعات باستان شناسى درياى خزر با حضور «طه هاشمى»، رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى آبان ماه امسال در كنار خانه تاريخى گلبادى در سارى گشايش و راه اندازى شد كه هدف آن پژوهش آثار باستانى و تاريخى منطقه خزر است.
وى در مراسم معرفى مسئول اين دبيرخانه همچنين گفت: جمع آورى، مستندسازى و مطالعات حوزه ميراث فرهنگى مشترك با كشورهاى حاشيه درياى خزر از جمله وظايف اين مركز است. وى انجام سفرهاى مشترك بين اين كشورها و برگزارى نشست هاى مشترك در طرح هاى مطالعاتى را از ديگر وظايف اين دبيرخانه اعلام كرد.
عباس نژاد كشورهاى عضو اين مركز را افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان، ازبكستان، قزاقستان، روسيه، گرجستان، آذربايجان، ارمنستان، تركيه، ايران و قرقيزستان كه داراى مشتركات فرهنگى زيادى هستند برشمرد.
وى اظهار داشت: اين مركز در حوزه مطالعات فرهنگى بويژه باستان شناسى و ميراث تاريخى و فرهنگى و تاريخ تمدن كشورهاى حاشيه درياى خزر مطالعه مى كند. رئيس سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى مازندران به فرامنطقه اى بودن اين مركز اشاره و تصريح كرد: اين دبيرخانه با دانشگاه هاى كشورهاى حاشيه درياى خزر، مركز ايران شناسى، دبيرخانه قفقاز و آسياى مركزى و يونسكو به طور مستمر همكارى دارد.
آخرين بررسى هاى انجام شده در مازندران نشان مى دهد كه اين استان داراى حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال تاريخ است و اين نمايانگر اين است كه گروه هايى در اين استان و مرز و بوم زندگى مى كرده اند.
به گفته مهندس على ماهفروزى، مدير پژوهشى سازمان ميراث فرهنگى استان مازندران، در دورانى كه يخ ها به سمت قطب حركت كردند شرايط خوبى براى زندگى به وجود آمد، بعد از آن تپه ها نخستين مكان ها براى زندگى بودند كه از جمله آنها مى توان تپه توخن در نكا را حائز اهميت و جيطون تپه در تركمنستان را بهترين نمونه هاى كاوش شده اين دوران دانست.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
 

باط شرف، موزه آجركارى ايران

 
زهره شايان فر

در جاده مشهد ـ سرخس حركت مى كنيم؛ در مسير جاده ابريشم و در راه قديم نيشابور به مرو مى رويم تا آثار گذشتگان را بازيابيم. به ياد زمانى كه جاده خراسان اهميت بسيار داشت، در ذهن خود به دنبال ردپاى كاروان شترانى مى گرديم كه بار ابريشم و باروت داشتند؛ شايد هم ادويه و رنگ در كنار سفالينه و فلز. به ياد تحقيق سيدمحسن حسينى مى افتم؛ جزوه اى درباره «رباط شرف» كه انگيزه اصلى اين سفر را پديد آورد: ديدار از مهم ترين كاروانسراى جاده ابريشم در خراسان. از پله هاى اتوبوس كه پايين مى رويم، چشم هايمان از تابش آفتاب بهارى در دشت هاى گرم سرخس بسته مى شود و گرماى زمين تف ديده به صورتمان مى خورد. دشت سرخس، زمستان هاى بسيار سرد و تابستان هاى آتشين دارد. بى شك كاروانيان هم به مانند ما از ديدن كاروانسرايى با سايه سارهاى خنك احساس شوق و وجد مى كردند؛ از ديدن كاروانسرا يا رباط شرف!


* سرايى در جاده ابريشم
كاروانسرا يا رباط شرف كه در ۱۳۶ كيلومترى شرق مشهد به سمت سرخس و ۶ كيلومترى مشرق روستاى «شورلق» است، يكى از مهم ترين منزلگاه هاى جاده ابريشم سده هاى ۵ و ۶ هـ . ق محسوب مى شده؛ زيرا در كنار يكى از مسيرهاى اصلى جاده ابريشم قرار داشته است. در سردرورودى بنا نوشته اند: رباط شرف از كاروانسراهاى شاهى يا كاخ رباط هاى جاده ابريشم است و در متون تاريخى، منزل رباط شرف را «آبگيره» و «آبگينه» ناميده اند. مشخصه رباط شرف در كاربرد آجر و گچبرى تزئينات معمارى و كتيبه هاست و صاحبنظران اين بنا را شايسته موزه آجركارى ايران دانسته اند.
بيشتر رباط ها و كاروانسراهاى بزرگ راه هاى قديم ايران را سلاطين و تجار بزرگ ساخته اند. تفاوت عمده رباط ها و كاروانسراها نيز در نوع مصالح مصرفى و تزئينات داخلى آنهاست؛ چنانكه به آنها كاروانسراهاى شاهى و يا كاخ رباط مى گفته اند؛ زيرا برخى براى سكونت شاهان، امرا، وزرا و درباريان به هنگام سفر ساخته شده و در ساخت آنها از سنگ ها و آجرهاى مقاوم استفاده كرده اند و هنرمندان وقت به كار تزئين بنا پرداخته اند. همچنين مكان ساخت كاخ رباط ها موقعيت استراتژيك داشته است.
* گمانه هاى تاريخ
با توجه به متن كتيبه اى آجرى زير ايوان انتهايى كه در ناحيه پاطاق قوس سر در آن هنوز باقيمانده است، مى توان گفت اين بنا در سال ۵۴۹ هـ . ق و در دوران حكومت سلطان سنجر سلجوقى ساخته شده است.
آندره گدار در كتاب «آثار ايران» در مورد نام رباط شرف و بانى آن نوشته است: من فقط يك نفر را مى شناسم كه در عصر سلجوقى توانسته است چنين بناى عظيمى بسازد و او شرف الدين ابوطاهرابن سعدالدين على القمى است.
شرف الدين قمى در سال ۴۸۱ هـ . ق از قم به خراسان رفت و مدت ۴۰ سال حاكم مرو بود و وى سپس در سال ۵۱۵ هـ . ق وزير سلطان سنجر شد. از اين رو مى توان گفت: دوره وزارت او با زمان ساخت رباط شرف مطابقت دارد.
سيدمحسن حسينى نيز در كتاب رباط شرف با استناد به مدارك و متون تاريخى، بانى رباط شرف را شرف الدين ابوطاهربن سعدالدين على القمى دانسته است.
* رباط شرف در جريان تاريخ
تنها كتيبه تاريخ دار بنا، كتيبه اى گچى به خط ثلث و در زير ايوان انتهايى بناست كه سه ضلع ايوان را دربرگرفته است و چون كتيبه هاى ديگر را به خط كوفى نوشته اند، مى توان نتيجه گرفت كه اين كتيبه از كتيبه هاى ديگر جديدتر است؛ چنانكه تاريخ آن سال ۵۴۹ هـ . ق است.
به گفته آندره گدار اين بنا كه در سال ۵۰۸ هـ . ق ساخته شده، در سال ۵۴۸ هـ . ق مورد حمله غزها قرار گرفته و آسيب ديده است. در نتيجه، يك سال بعد، در سال ۵۴۹ آن را بازسازى كرده اند.
چون در بسيارى از قسمت هاى بنا، تزئينات گچى بر روى آجر چينى تزئينى قرار گرفته است، مى توان به صحت ادعاى گدار پى برد. اين تزئينات گچى در ديوار جنوبى مسجد حياط اول كه قسمت هايى از گچبرى آن ريخته شده، ديده مى شود.
در سال ۱۳۵۶ با خاكبردارى از اتاق هاى رباط شرف، مجموعه اى از ظروف فلزى، فرمان هاى عهد صفوى، سفالينه هاى سلجوقى، سكه هايى از ادوار اسلامى و نيز ظرفى منحصر به فرد متعلق به سده هاى ۴ و ۵ هـ . ق به دست آمد.
به اين ترتيب، روزگار اوج رونق بنا را مى توان همزمان با رونق جاده ابريشم، يعنى تا اواخر دوره تيمورى دانست. هر چند، با توجه به اسناد به دست آمده، از اين بنا كه مجموعه اى از فرمان ها، دست نوشته ها، تعهدنامه ها و اقرارنامه هاست، به نظر مى رسد از اين كاروانسرا حداقل تا اوايل دوره صفويان استفاده كرده اند. همچنين سفال هاى كشف شده در داخل و اطراف بنا نشانگر تردد اقوام و افراد مهم كشورى در اين مكان است.
* چگونگى ساختمان رباط
رباط شرف بنايى است با ۱۰۹ متر طول، ۶۳ متر عرض و ۴ هزار و ۶۴۴ مترمربع زيربنا كه يك ورودى دارد، با يك سردر زيبا؛ ۲ طاق مركب دو طرف آن بوده و يك ايوان ورودى دارد و ميان اين در و حياط يك دالان است. حياط اول را به شكل مستطيل ساخته اند و در دو سوى مدخل آن دو تالار دراز براى اقامت نگهبانان بنا شده است. در دو طرف ديگر حياط كه عرض كمترى دارد، ايوان هايى است كه تا ديوار خارجى امتداد دارد و شامل ۲ اتاق و عمود بر رواق داخلى است. پيش از حياط دوم، دالانى با سردر بلند ساخته شده كه در دو طرف آن ۲ راه هست و هر يك به درى مى پيوندد؛ يكى به در مسجد و ديگرى به در ورودى تالار مستطيل شكل.
بناهاى دو سوى حياط دوم نيز چون تأسيسات حياط اول است؛ فقط در جلو اتاق ها، رواقى است كه حياط دوم را دور مى زند.
در طرف راست دالان ورودى به حياط دوم، اتاقى است كه گويا جايگاه نگهبان بوده است؛ ميان اين اتاق و اتاق هاى بالاى دالان نيز پلكانى ساخته اند.
از سر در ورودى و حياط اول كه مى گذريم، به حياط دوم مى رسيم كه در گوشه و كنار آن داربست هاى فلزى برپا كرده اند و نشان مى دهد كه بنا در دست تعمير و بازسازى است.
در حياط مربع شكل دوم آثار يك حوض بزرگ را مى توان ديد. قسمت اصلى بنا در انتهاى حياط دوم است و در پشت ايوان انتهايى آن محوطه اى چهارگوش با ۳ در ساخته اند. روبه روى ايوان، شاه نشين است كه طرف راست آن به اصطبل و طرف چپ بنا، به اتاق ها و حياط هاى خصوصى راه دارد.
در دو طرف شاه نشين، ۲ حياط چهار ايوانى كوچك براى استفاده نزديكان و در زير گنبدخانه هاى دو گوشه انتهايى رباط، ۲ حوض انبار ساخته شده است. در دو گوشه حياط دوم نيز ۲ تالار ستوندار بنا كرده اند.
از ويژگى هاى بناى رباط شرف ۲ مسجد آن است كه يكى در طرف چپ دالان ورودى به حياط اول قرار دارد و داراى ۲ ورودى به دالان است؛ مسجد ديگر در طرف چپ دالان ورودى به حياط است و ۲ محراب دارد. همچنين بنا داراى ۶ برج است كه ۴ برج آن در حياط دوم، به صورت هشت گوش ساخته شده و ۲ برج ديگر در حياط اول است. محور اصلى بنا از جنوب شرقى به شمال غربى است و نشان مى دهد كه بنا با توجه به قبله ساخته شده است. در واقع سردر ورودى به حياط دوم- ايوان و شاه نشين روى محور اصلى بنا ساخته شده است.
با توجه به شواهد مى توان نتيجه گرفت كه ابتدا حياط دوم به عنوان رباطى مستقل ساخته شده و سپس حياط اول را به آن افزوده اند؛ در واقع حياط اول براى مردم عادى و حياط دوم براى استفاده اعيان و مأموران عالى رتبه حكومتى ساخته شده است.
* رباط شرف و هنر آجركارى
رباط شرف يكى از بناهاى سبك رازى است و از ويژگى هاى اين سبك استفاده از آجركارى وگچبرى تزئينى در سطحى وسيع است و چون كه در ساخت اين بنا از طرح هاى متفاوت آجرچينى ساختمانى، آجرچينى تزئينى، فرم هاى آجرى و كتيبه هاى خطى آجرى، گچبرى هاى تزئينى و كتيبه هاى گچى استفاده شده، آن را موزه آجركارى ايران ناميده اند.
آجرهاى اسكلت بنا در نماى اصلى به صورت ۷ جفت كار شده و در فاصله هر دو جفت آجر نگاره گچى است. آجر چينى هاى تزئينى را نيز بيشتر در ناحيه هشت وجهى زير گنبدها و پوشش ها به كار برده اند. همچنين فرم هايى كه از قرار گرفتن آجر به شكل هاى مختلف ايجاد شده در گنبدها حجم و زيبايى خاصى به بنا بخشيده است.
تزئين آجرى به شكل طرح هاى هندسى و به كار بردن آجر تراشيده شده فقط در بالاى قوس سردر ورودى اصلى و سردر ايوان انتهاى حياط دوم ديده مى شود. همچنين از سردر ورودى ايوان به حياط اول، سردر ايوان انتهايى در حياط دوم و نيز كتيبه كوچكى در ايوان خاورى حياط دوم كه فقط چند حرف آن باقى مانده است، مى توان آثار كتيبه هاى آجرى رباط شرف را مشاهده كرد.
افزون بر اين، روى سردرها ۲ نوع خط آجرى قابل ديدن است؛ يكى خط درشت با استفاده از آجرهاى بزرگ كه سردرها را دربرگرفته و در دو طرف سردرها نيز امتداد يافته و ديگر خط باريكى كه به صورت افقى روى طرح هاى هندسى ايوان انتهايى است.
در تزئين بنا نيز از آجرهاى تراشدار استفاده شده است. در اين نوع آجركارى تزئينى، تراش دادن آجرها و كار گذاشتن آنها به صورت پشت سر هم با تركيب چند فرم، به بنا تنوع خاصى بخشيده است. اين نوع آجركارى بيشتر در سقف ها و پوشش ها به كار رفته است.
تاكنون قسمت زيادى از سقف ها و پوشش هاى اين بنا بر اثر مرور زمان و فرسايش فرو ريخته است، اما طاق ها و سقف هاى باقى مانده را مرمت كرده اند تا فرو نريزد. ديگر اين كه، بيشتر پوشش هاى مورد استفاده از نوع طاق گهواره اى است كه در برخى نقاط از برخورد ۲ طاق گهواره اى شكل، شبيه به طاق چهاربخش پديد آمده است.
همچنين طاق هايى موسوم به «كلنبه»، كه داراى گوشه سازى هاى زيباست، قابل مشاهده است. بيشتر طاق ها و قوس ها را به صورت ضربى ساخته اند.
در برخى ورودى ها و طاق ها كه داراى باربرى بيشترى هستند از آجرچينى ضربى و روى هر دو استفاده شده است. وجود اين طاق ها موجب شده كه اتاق ها همگى عمود بر حياط مركزى باشند.
نكته گفتنى ديگر اين است كه در اين بنا تزئينات گچى به شكل نقش هاى هندسى ، اسليمى و كتيبه است؛ هر چند بيشتر آنها براثر بارش باران فرسوده شده و از ميان رفته است.
در جزوه رباط شرف نوشته سيدمحسن حسينى، به ظروف، فرمان ها دست نوشته ها و فلزات كشف شده در رباط شرف اشاره شده، اما از محل نگهدارى اين اشيا سخنى به ميان نيامده است. از محوطه كه خارج مى شويم، همگى مبهوت عظمت معمارى بنا هستيم، اما يك سؤال در ذهن باقى مى ماند: چرا اينجا راهنمايى ندارد كه در كشف رازهاى اين بناى عظيم تماشاگران را يارى دهد؟ از تسهيلات رفاهى نيز خبرى نبود. فقط نگهبان ميانسالى بود كه با اخم گروه را بدرقه كرد! گويا با آمدن ما آرامش او برهم خورده بود. دريغ از يك ليوان آب خنك!

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
 

312462.jpg 
نمادهاى ايران باستان در آذربايجان و قفقاز
 
محمد بهمنى قاجار

آذربايجان يكى از مهم ترين كانون هاى تمدن ايرانى در درازاى تاريخ بوده است. سرزمين هاى قفقاز نيز در غناى فرهنگ و تمدن ايرانى تأثير داشته اند. از اين رو، نمادها و آثار باستانى گسترده اى در آذربايجان بويژه قفقاز وجود دارد كه نشانه اى از پيوند ناگسستنى فرهنگ و تمدن ايران با قفقاز است. در اين مقاله سعى شده كه برخى از آثار برجسته باستانى ايران در آذربايجان و قفقاز در قرون گذشته مورد بررسى قرار گيرد. به همين لحاظ، در ۲ بخش به اين مهم مى پردازيم؛ در بخش نخست، به بررسى اين آثار در آذربايجان پرداخته و در بخش دوم به آثار باستانى قفقاز اشاره خواهيم كرد.

بخش نخست، آذربايجان
تى بورتون برون (T.Burton Brown) نماينده مكتب انگليسى باستان شناسى، در كاوش هاى خود در گوى تپه در نزديكى درياچه اروميه آذربايجان غربى كه در سال ۱۹۴۸ انجام گرفته است، روى گوى تپه ۸ شكاف باز كرد كه هيچ كدام از آنها به زمين بكر نرسيد. با وجود اين براى نخستين بار آشكار شد كه در آذربايجان طبقات از نظر آثار تمدنى كه در آن بوده به گونه اى منظم روى هم قرار گرفته. بورتون برون طبقه پنجم (در قرون گذشته) را در گوى تپه بدين ترتيب شرح مى دهد: «قبرهاى اين طبقه متعلق به دو هزار سال پيش از ميلاد بود و در آنها جمجمه هاى نوع شمالى ديده مى شد.» او اين طور نظر داده كه اين قبرها از آن نخستين آريايى هايى بوده اند كه از راه فلات ايران به آذربايجان وارد شده اند. آنها روى قبرها تخته سنگ هايى قرار داده بودند. (۱)
به اين ترتيب ملاحظه مى شود كه خطه آذربايجان از قدمتى طولانى برخوردار است و اين امر موجب آن شده كه افزون بر متون تاريخى و روايات ملى و مذهبى در بيان اسطوره هاى باستانى ايران نيز از آذربايجان و نمادهاى بزرگ دينى و فرهنگى آن فراوان ياد شود. يكى از اين آثار كه ريشه در اسطوره هاى ايرانى دارد، مركز عظيم دينى شيز بوده كه آتشكده آذرگشسب در آن قرار داشته است. اين مركز بنا به گفته گيرشمن: محل اقامت موبدان و مغانى بوده كه ضمن داشتن دين زرتشتى، بسيارى عقايد باستانى خود را از زمانهاى خيلى دور حفظ كرده و از عهدى كه نمى شود آن را مشخص كرد، اين جامعه قديمى در آذربايجان سكونت داشتند. (۲)
در زمان اشكانيان همين محل، مركز آذربايجان به شمار مى رفت. در زمان ساسانيان، همچنان بر ارزش سياسى و دينى آذربايجان افزوده شد و در همين شيز، عده اى به پاسدارى آثار گذشتگان مى پرداختند و آذرگشسب همچنان در آذربايجان فروزان بود. آثار باقى مانده شيز (آذرگشسب) اكنون در منطقه تخت سليمان قرار دارد. لوگى و اندنبرگ در اين مورد مى نويسد: در حدود ۲۰۰ كيلومترى درياچه (درياچه اروميه) تخت سليمان قرار دارد كه درزمان اشكانيان (فراآسيا) ناميده مى شد. در آنجا روى تپه اى ويرانه هاى ساختمانهاى قديمى و در اطراف، درياچه عميقى ديده مى شود. حصار شهر قديمى كه در اين محل وجود داشته، هنوز پا برجاست و محيط آن ۱۲۰۰ متر است، اين ديوارها ۵ متر ضخامت و ۱۴ متر ارتفاع دارند و در اطراف آن ۲۷ برج بوده كه هر كدام دو دروازه داشته است. در مركز شهر يك آتشگاه، كاخ ها و سربازخانه هايى وجود داشته است. مؤسسه آمريكايى براى هنر و باستانشناسى ايران از اين ويرانه نقشه بسيار دقيقى برداشته، ولى جز يك گزارش مقدماتى چيز ديگرى هنوز به چاپ نرسانده است. (۳) آتشكده آذرگشسب در دوره ساسانى از رونق فراوان برخوردار بوده است و در واقع آثار به جاى مانده از شيز و آذرگشسب با معمارى دوره ساسانى تكميل مى شود. علاوه بر آتشكده آذرگشسب، آثار ديگر باقى مانده در منطقه آذربايجان، نشاندهنده اهميت هنر به ويژه دردوره ساسانى در اين منطقه است.
«هيأتى مركب از ر.كر پورتر، فلاندن، گست، دمرگان و لمان هوپت از نقش برجسته اى واقع در ۳۰ كيلومترى سلماس (شاهپور) در دهكده اى به نام تخته خان ياد مى كند. اين نقش برجسته از اوائل دوره ساسانى، يعنى حدود سال ۲۵۰ ميلادى و در واقع ۱۸۰۰ سال پيش است. اين نقش برجسته خيلى خراب شده و فقط آثارى از نقش دو اسب سوار، با دو شخص تميز داده مى شود.
به عقيده (زاره)، اين نقش از اردشير اول ساسانى و پسرش شاهپور اول است كه مورد تجليل ارمنى ها قرار گرفته است. (۴) همچنين اثر تاريخى ديگرى در اردبيل «به فاصله كمى از قريه آغميون واقع در ۳ كيلومترى جاده اردبيل و ۸‎/۵ كيلومترى شمال شرقى سراب قرار دارد. اين بنا كه يك چهار طاقى سنگى است به چهار طاقى ساسانى يا آغميون موسوم است. اين بنا در درون محوطه اى به طول ۱۵‎/۸ متر و عرض ۱۴ متر محصور است كه پايه هاى سنگى ديوارهاى مزبور هنوز باقى است. ابعاد خارجى بنا ۴‎/۵ * ۶ متر، ابعاد داخلى آن به طو ل۳ متر و عرض ۲‎/۶ متر و ارتفاع آن از كف زمين ۳‎/۶ متر است. اين گنبد مدت هاست كه فروريخته و ويران شده است. آنچه از قرائن به دست مى آيد نشان مى دهد اين بنا يك آتشكده يا عبادتگاه ساسانى بوده است. مصالح ساختمانى اين چهارطاقى از قلوه سنگ هايى به اندازه ۳۰ سانتى متر و ملات گچ و آهك تشكيل شده است. (۵)
بناى ديگرى به نام رباط سنگين صائين در فاصله ۳۵ كيلومترى سراب و ۱۴ كيلومترى نير واقع شده، اين بنا ساختمان يك كاروانسراست. سبك بنا شباهت زيادى به چهار طاقى هاى سنگى ساسانى دارد و با توجه به قرائن آن را به دوره ساسانى نسبت داده اند. (۶)
اما يكى از بناها و قلعه هاى مهم آذربايجان بناى «قلعه جمهور» يا دژ «ند» در ۵۰ كيلومترى شمال اهر و در ۱۶ كيلومترى جنوب غربى كليبر و برفراز ارتفاعات غربى رود قره سو است. براى رسيدن به دروازه قلعه، بايد از معبر دالان مانندى به طول ۲۰۰ متر عبور كرد. اين قلعه از برج و باروهاى متعددى تشكيل شده كه برج هاى مدور آن با سنگ مالون با ملات ساروج استوار شده و باروها نيز از نوع سنگ خارا ساخته شده اند. پس از عبور از معبر تنگى كه به زحمت يك نفر مى تواند از آن بگذرد، به قصرى مى رسيم كه به صورت دو سه طبقه مشتمل بر تالار اصلى و ۷ اتاق در اطراف تالار مركزى خودنمايى مى كند. در جبهه شرقى، تأسيسات ديگرى مركب از چند اتاق و آب انبار قرار دارد. سقف آب انبارها با طاق هاى جناغى و گهواره اى پوشيده شده، در جبهه شمال غربى، از پلكان هاى سرتاسرى كه اكنون ويران شده به قسمت فوقانى مى توان صعود كرد كه مدخل آن به وسيله دو نيم ستون مشخص شده است.در قسمت علياى اين ستون ها، محلى جاسازى شده كه شامل چند بخش است و احتمال مى رود كه اين محل مقر سربازان براى ديده بانى و اشراف كامل به اطراف بوده باشد. مجموعاً مساحت اين دژ به حدود ۱۰ هزار متر مربع مى رسد. زمان قطعى ساخت بنا معلوم نيست، احتمال دارد مجموعه قلعه در دوره ساسانى ساخته شده باشد. از آنجا كه اين مجموعه در قرن سوم يكى از پايگاه هاى مهم و مستحكم بابك خرم دين در مصاف با اعراب و لشكريان خلفاى بنى عباس بوده، تعميرات و الحاقاتى نيز به آن افزوده شده است.(۷)
يكى ديگر از آثار مهم تاريخى آذربايجان كه اكنون چيزى از آن باقى نمانده قلعه نظامى «زينتا» بوده كه از نظر جغرافيايى محل آن در شمال خوى واقع است. اين قلعه از نظر حفظ آذربايجان در مقابل هجوم رومى ها و از جهت نظامى بسيار پرارزش بوده و رومى ها همواره در طول جنگ هاى خود با ايرانيان مى كوشيدند اين قلعه را به تصرف درآورند. (۸)
* بخش دوم، قفقاز
خطه بزرگ قفقاز خود از سرزمين هاى گوناگون تشكيل يافته. اين سرزمين ها كه در حال حاضراز نظر جغرافياى سياسى قسمت هايى از خاك جمهورى فدراتيو روسيه در منطقه داغستان و چچنستان و همچنين كشور جمهورى آذربايجان، ارمنستان و گرجستان است، از منطقه اران (قره باغ) و نخجوان و ايروان در سواحل شمالى رود ارس آغاز شده و تا سواحل شرقى درياى سياه گسترش مى يابد. «منطقه قفقاز در واقع سرزمينى است به طول ۱۲۰۰ كيلومتر و عرض حدود ۱۶۰ كيلومتر.»(۹) مردم قفقاز هيچ گاه خود را از فرهنگ، تمدن و تاريخ ايران جدا نمى دانند و هنوز آثار به جاى مانده از تمدن و فرهنگ ايرانى در قفقاز باقى مانده است. در عصر ما نيز پژوهشگران آن ديار به دنبال يافتن آثار و نمادهاى اين ميراث فرهنگى و تاريخى مشترك بوده و بر نزديكى آن خطه كهن با كشور باستانى ايران تأكيد دارند. ايتبروف تيمور، از دانشگاه دولتى جمهورى داغستان فدراسيون روسيه، به اين نزديكى ها، در همايش بين المللى جهان ايرانى و توران تأكيد كرده و مى گويد: «ارتباطات تاريخى ميان اهالى داغستان و دولت ايران به زمان باستان و قرن هاى گذشته باز مى گردد. اين ارتباطات در عهد صفوى بسيار زياد شد و مردم داغستان از شاه عباس به نيكى ياد مى كنند.»(۱۰) خانم فاطمه على بكوا، از همين دانشگاه، نيز به اين روابط ديرين اشاره كرده، و مى گويد: «روابط تاريخى و فرهنگى ميان ايران و داغستان به دوران هاى خيلى قديم مى رسد و كتيبه هايى از دوره ساسانى توسط باستان شناسان در اين مورد به دست آمده است.»(۱۱)
اين نزديكى هاى فرهنگى و اين گذشته مشترك تاريخى با تمام نقاط قفقاز از دوره هاى اساطيرى آغاز شده است. مسعودى در «مروج الذهب» در مورد قلعه هاى مستحكمى كه در زمان اسفنديار پسر ويشتاسب در منطقه آلان در شرق ابخاز ساخته شده و ادامه آن به دوره هاى بعدى تاريخى و زمان ساسانيان كشيده شده، شرحى در كتاب خود آورده كه مينورسكى در كتاب «تاريخ شروان و دربند» به نقل از او در مورد آن چنين مى نويسد: «ميان مملكت آلان و كوه قبخ، پلى و قلعه اى روى رودى پهناور (رود تِرك Terck) قرار دارد. اين قلعه را قلعه آلان مى گويند. در روزگار كهن يكى از شاهان ايران به نام اسفنديار پسر ويشتاسب آن را ساخت. (قلعه بر صخره اى استوار است) » مينورسكى در جاى ديگرى مى نويسد: «اين قلعه در ميان قلعه هاى جهان به استوارى و تسخيرناپذيرى معروف است». ايرانيان از آنچه اسفنديار پسر ويشتاسب در ساختن آن قلعه انجام داده، ياد كرده اند. اعمال اسفنديار و آنچه از او گفتيم در كتابى به نام «كتاب پيكار» بيان شده است كه ابن مقفع آن را به عربى گردانيد.(۱۲) در دوره هاى بعدى نيز تا دوره ساسانى منطقه قفقاز همواره مورد توجه ايرانيان بوده است. در دوره ساسانى، به دليل حملاتى كه مستقيماً به وسيله رومى ها يا به تحريك آنها، متوجه مرزهاى ايران در قفقاز و همچنين موجب تهديد ايالت آذربايجان مى شد در ساختن بناها و قلعه هاى نظامى در اين منطقه اهتمام جدى شد و «شاهكارهاى مهندسى نظامى فراوان در مناطق مذكور ساخته شد. آثار بسيارى از اين استحكامات هنوز پابرجاست و حتى در حال حاضر ديوارهاى سنگى شهر دربند كه به امر انوشيروان ساسانى (۵۷۹ - ۵۳۱) ساخته شد، در دربند ديده مى شود. اين ديوارها به وسيله وى و ديوارهاى خشتى آن به امر پدرش قباد (۵۳۱ - ۴۸۸) ساخته شد و نوشته هاى ثبت شده به زبان پهلوى بر اين ديوارها نشانگر اين موضوع است. حتى در اوايل قرن چهارم هجرى قمرى نيز ديوار ساخته شده در دوره انوشيروان از مصالح زمان وى ساخته و تعمير شد.(۱۳) در مورد قبه نيز پژوهشگران معتقدند كه اين اسم از نام قباد ساسانى گرفته شده است.(۱۴) قبل از اين نيز در زمان يزدگرد دوم (۴۵۱ - ۴۳۸) ديوار نخست دربند ساخته شده بود(۱۵) به طور كلى، در دوره ساسانى دربند به يكى از نقاط مهم كشور ايران تبديل شده بود و حاكميت فرمانداران ايرانى تا آخر دوره ساسانى بر اين نواحى ادامه داشت. به طورى كه در هنگام هجوم تازيان به ايران در سال ۲۲ هجرى ( ۶۴۳ ميلادى) حاكم باب يا دربند كه از طرف يزدگرد تعيين شده بود، شهر براز نام داشت.
گذشته از بناها و قلعه هايى كه از دوران ساسانيان در نقاط مختلف قفقاز به يادگار باقى مانده، حضور هنر ساسانى را در آثار كشف شده ديگرى نيز در آن خطه مى توان ملاحظه كرد. قدرت اسماعيل زاده يكى از پژوهشگران كشور جمهورى آذربايجان در مقاله خود كه با عنوان «عنصر هنر ساسانى در فرهنگ مادى آذربايجان» به آثارى كه از تمدن ايران در كشورش كشف شده، اشاره كرده است. اسماعيل زاده در مقاله خود از تاريخ و فرهنگ گذشته اين منطقه و آثار به دست آمده چنين ياد مى كند: «تاريخ ايران، تاريخ كشورى برخوردار از تمدن باستانى و بالا، از قديم الايام، پيوندهاى عميقى با تاريخ مناطق همجوار به ويژه آسياى مركزى و قفقاز داشته است. اين كشور در طول هزاران سال، ضمن حفظ و توسعه فرهنگ غنى و بالاى خود، تأثيرات مثبتى روى همسايگان نزديك و كشورهاى دوردست داشته و بر غناى دستاوردهاى آنها در زمينه هاى اقتصادى و فرهنگى افزوده است. عهد ساسانيان مرحله فوق العاده مهمى در روابط همه جانبه ايران و مناطق همجوار بود. كافى است به آثار كشف شده در تابوت هاى سنگى در سال ۱۹۷۲ در بخش فضولى آذربايجان اشاره كنيم. هر يك از اين تابوت ها نمونه هاى زيادى از اشياى فلزى حاوى عناصر بارز هنر ساسانى را داشتند. بخش اصلى مكشوفات را ظروف، تزيينات و اشيايى از برنز و نقره تشكيل مى دادند.» (۱۶)

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
تالاب «چغاخور» تالاب بين المللى معرفى شد

تالاب «چغاخور» تالاب بين المللى معرفى شد
 
تالاب چغاخور در شهرستان بروجن در كنوانسيون رامسر به عنوان تالاب بين المللى پذيرفته شد.
داود شيوندى، مدير كل حفاظت محيط زيست استان چهار محال و بختيارى با بيان اين كه كنوانسيون رامسر، نمايندگى يك مجمع بين المللى است كه با توجه به ارزيابى شاخص هاى يك منطقه طبيعى و يا حفاظت شده مجاز است تا آن منطقه را در آثار جهانى به ثبت برساند، افزود: اين تالاب با يك هزار و ۵۰۰ هكتار وسعت يكى از زيباترين و بزرگترين تالاب هاى استان است و ۶۵ كيلومتر با مركز استان فاصله دارد.
به گفته وى، اين منطقه در سال ۷۸ به عنوان منطقه شكار ممنوع مورد حفاظت قرار گرفت و هم اكنون ۱۱ دهنه چشمه كه ۸ دهنه آن در كوه كلار واقع شده، تأمين كننده آب اين تالاب است.
وى با اشاره به اين كه اين تالاب مكان مناسبى براى تخمگذارى انواع پرندگان بومى و توقفگاه مناسبى براى پرندگان مهاجر است، اظهار داشت: برداشت آب از اين تالاب براى مقاصد زراعى و استفاده بدون مطالعه از تالاب در باره گردشگرى و قايقرانى، نظام زيستى تالاب را مختل كرده است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
موزه مردم شناسى در كلات نادرى

مردم شناسى در كلات نادرى
301188.jpg
مهناز لقايى ـ خراسان رضوى با ساخت موزه هاى گوناگون مردم شناسى سعى در شناساندن سنن و آداب و رسوم مردم اين خطه دارد. موزه مردم شناسى كلات را مى توان نمونه اى از اين تلاش ها دانست.
اين موزه با وسعتى حدود ۲۷۰ مترمربع، بخشى از طبقه تحتانى عمارت تاريخى خورشيد را به خود اختصاص داده است. شهرستان كلات در ۱۴۰كيلومترى مشهد واقع شده و عمارت خورشيد بنايى از دوره افشاريه است. عمليات ساخت و تجهيز غرفه هاى اين مكان از ابتداى سال ۸۴ از محل اعتبارات سفر رياست جمهورى به خراسان رضوى آغاز و در نوزدهم مهر ماه ۱۳۸۵ با حضور مسئولان كشورى، استانى، محلى و مردم فرهنگ دوست كلات به طور رسمى گشايش يافت. غرفه هاى اين موزه نمايشگر الگوهايى از نحوه زندگى، مشاغل و حرفه ها، طبيعت و مواهب آن، صنايع دستى و بومى و پوشش مردم مناطق مختلف اين ناحيه است كه به شيوه اى كارشناسانه با بهره گيرى از فضاآرايى متناسب و با در نظر گرفتن فضاى زيستى ساكنان آن طراحى شده است.
غرفه زندگى عشايرى:
شهرستان كلات به لحاظ وجود اقوام و آداب و رسوم مختلف از متنوع ترين مناطق كشور به شمار مى آيد كه زندگى و معيشت آنها مبتنى بر دامدارى و كشاورزى است و ساختار اجتماعى آنها نيز با يكديگر متفاوت است. غرفه زندگى عشاير در اين موزه نمادى است براى نشان دادن بخشى از جلوه هاى فرهنگى اين گروه كه در سخت ترين شرايط محيطى و جغرافيايى با تلاش و پشتكار خود فرآورده هايى براى فروش به ساير نقاط توليد و عرضه مى كنند. وابستگى گروه هاى عشايرى به دام، مرتع و محيط را مى توان در ادبيات، آداب و رسوم و موسيقى مقامى آنان ديد؛ سرپناه خانواده هاى عشاير سياه چادر است.
غرفه عطارى:
ارتفاعات شهرستان كلات به سبب وجود مراتع و پوشش گياهى متنوع داراى بيشترين گونه هاى گياهى است كه از آن جمله مى توان به انجير، زالزالك، اسفناج، مرزه و زيره سياه اشاره كرد. در اين ميان گياهان دارويى نيز از جايگاه ويژه اى برخوردارند كه از مهمترين گياهان دارويى مى توان از گل گاوزبان، اسطو خودوس، آويشن، آنغوزه، كاكاتو و... نام برد كه در غرفه عطارى به شكلى زيبا در معرض نمايش گذاشته شده است.
غرفه آهنگرى:
مشاغل و حرفه هاى سنتى گوياى بخشى از فرهنگ و ساختار اجتماعى زيستگاه هاى انسانى است. در مناطق مختلف شهرستان كلات حرفه هاى گوناگون بومى و سنتى از جمله آهنگرى، پيله كشى، جاروبافى و... رواج دارد اما حرفه آهنگرى به دليل وابستگى مردم كلات به شيوه هاى زندگى مبتنى بر دامدارى و كشاورزى و استفاده از ابزارآلات فلزى از جايگاهى ويژه برخوردار است.
غرفه فنون بافته ها:
بافته هاى سنتى كلات از جمله صنايع دستى و بومى ماندگار اين ناحيه است كه كارگاه هاى سنتى و كوچك آن در بيشتر خانه هاى روستايى ديده مى شود. از ميان اين بافته ها مى توان به ابريشم بافى، نواربافى (بخش زاوين و لائين نو) سوزن دوزى، جوراب بافى، جاجيم و پلاس اشاره كرد. علاوه بر آن قالى و قاليچه هايى كه در اين ناحيه بافته مى شود، داراى طرح هاى زيباى تركمنى است.
غرفه كشاورزى:
مساعد بودن اقليم كلات به لحاظ بارندگى و خاك حاصلخيز آن سبب رونق كشاورزى و توليد سالانه حدود ۴ هزار تن برنج مرغوب و ۴۰ هزار تن گندم ديم است. همچنين از زمين هاى آن با روش ديم محصولاتى مانند كنجد، لوبيا، هندوانه، خربزه، چغندرقند و سيب زمينى برداشت مى شود؛ از محصولات باغى اين ناحيه مى توان به گردو و بادام اشاره داشت. در حال حاضر كشاورزى از مشاغل مهم كلات و برنج كلات معروف ترين محصول اين ناحيه است.
غرفه نمايش آداب و رسوم ازدواج:
مراسم عروسى و آداب و رسوم آن در منطقه كلات، هم اكنون نيز در ميان اقوام و طوايف مختلف همچنان ارزش خود را حفظ كرده است؛ زيرا با شيوه و سبك هايى به اجرا درمى آيد كه از سده هاى گذشته به نسل حاضر رسيده و در ميان اين مردم حفاظت و صيانت شده است. در مراسم ازدواج، زنان و مردان از پوشش هاى بومى و سنتى منطقه به رنگ هاى مختلف استفاده مى كنند و با وجود موسيقى سنتى و آوازهاى قديمى با بهره گيرى از سازهاى سنتى از جمله دهل، سرنا، قشمه و... فضاى مفرح و خاطره انگيزى را براى ميهمانان ايجاد مى كنند. غرفه مزبور با هدف بيان اين ويژگى ها آراسته شده است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
گشايش خانه جهانگردى كرمان در كاروانسراى گنجعلى خان

كرمان - خبرنگار «ايران»: خانه جهانگردى كرمان با هدف ارائه تصويرى روشن و گويا از جاذبه هاى گردشگرى استان، آگاه سازى اقشار مختلف جامعه از ابعاد گسترده و مؤثر سفر و تلاش براى ارتقاى فرهنگ گردشگرى اين خطه از كشور فعاليت خود را در كاروانسراى گنجعلى خان آغازكرد.
پريسا حمزه نژاد مسئول خانه جهانگردى كرمان، افزايش همكارى و تعامل سازمان هاى «مردم نهاد» و بخش هاى خصوصى با سازمان را از ديگر اهداف اصلى خانه جهانگردى كرمان برشمرد و افزود: اين خانه سعى دارد با برنامه ريزى هاى هدفمند جايگاه فعلى استان در بحث گردشگرى را با توجه به ظرفيت هاى فراوان آن در سطح كشور ارتقا بخشد. وى اضافه كرد: طبق اصول تدوين شده، همكارى براى توسعه سفرهاى ارزان قيمت، ارزيابى ديدگاه ها و نيازهاى گردشگران، ارائه اطلاعات و اقلام تبليغاتى به مسافران، توسعه و گسترش اطلاع رسانى و تعامل مثبت با اصحاب رسانه ها از مهم ترين وظايف خانه جهانگردى است.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
کاخ موزه گلستان امسال گشايش مى يابد

کاخ موزه گلستان امسال گشايش مى يابد

گرگان - خبرنگار «ايران»: مرمت كاخ پارك شهرگرگان تا دهه فجر امسال به پايان مى رسد و طبقه همكف آن به موزه شهر و طبقه اول آن نيز به كاخ موزه تبديل خواهد شد.
اين كاخ ازمهم ترين بناهاى ساخته شده كشور در دوران پهلوى اول به سبك معمارى فرانسوى است و سال هاى طولانى محل اقامت خانواده پهلوى در سفر به گرگان بوده است.
كاخ مذكور كه۵۰ سال پيش با شماره ۱۵۳۸ در فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيده، بعد از مرمت مورد بازديد عموم قرار مى گيرد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگى استان گلستان در مورد تأخير مرمت اين بنا كه از دو سال پيش صحبت آن بود ، گفت: تأمين اعتبار، طول كشيدن مطالعات طرح و تعيين پيمانكار مجرى از جمله دلايل طولانى شدن كار مرمت است
محمود ربيعى با بيان اين كه مرمت كاخ موزه حدود ۱۵۰ ميليون تومان هزينه نياز دارد، گفت: كار مرمت بناهاى تاريخى سرعت زيادى ندارد و با اعتبارى كه در دست داريم گشايش كاخ موزه به احتمال زياد دهه فجر خواهد بود.
وى همچنين از ايجاد مركز اسناد تاريخى استان در يكى از خانه هاى بافت تاريخى گرگان خبر داد و گفت: با خريد خانه اميرلطيفى و مرمت آن بزودى فيلم ها، عكس ها، اسناد و گزارش هاى مربوط به گرگان به اين مكان انتقال و نگهدارى خواهدشد.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
کاوش در تپه هاى باستانى استان

 اجتماعى،

تپه باستانى توبره ريز با آثارى از استقرارهاى عصر آهن و پارت واقع در جنوب شهرستان كوهدشت لرستان با حضور هيأتى از باستان شناسان براى نخستين بار كاوش مى شود.
پوريا خديش، سرپرست اين هيأت كاوش با اعلام اين خبر، شناخت چگونگى وضعيت تپه و شناسايى توالى دوره هاى مختلف فرهنگى در اين محوطه را از جمله اهداف اين فصل كاوش عنوان كرد.
به گفته وى، شناخت دوره هاى سپيده دم تاريخى نهفته در اين منطقه مى تواند اطلاعات مهمى در زمينه معمارى، دين، مذهب، موقعيت اجتماعى، شرايط اقتصادى و معيشتى مردم و احتمالاً وضعيت سياسى ارائه كند.
خديش وجود آب فراوان و قرارگيرى اثر در مدخل تنگه اى واقع در مسير راهى باستانى و با ارزش موقعيت خاص و استراتژيك اين تپه به لحاظ استقرارهاى معمولى و يا نظامى و سياسى برشمرد.سرپرست هيأت كاوش تپه باستانى توبره ريز در خصوص قدمت اين تپه گفت: نتايج بررسى هاى سطحى حاكى از استقرارهاى دوره آهن و پارت است كه با توجه به كشف دونمونه سفال منقوش احتمالاً اين تپه در عصر برنز نيز مسكونى بوده است.وى با مقايسه آثار دوره آهن اين تپه با ساير محوطه هاى عصر آهن منطقه گفت: سفال هاى مربوط به اين دوره در محوطه هاى سرخدم لكى و سرخدم لرى با سفال هاى ساير محوطه هاى مربوط به عصر آهن بويژه غرب كشور داراى تفاوت هايى است و اختصاصات محلى و بومى در آن به خوبى قابل مشاهده است، در حالى كه سفال هاى دوره آهن و پارت تپه توبره ريز داراى اختصاصات و شاخص هاى ويژه ساير نقاط حوزه غرب ايران است كه يافتن دلايل اين اختلافها از جمله اهدافى است كه از سوى هيأت دنبال خواهد شد.سرپرست هيأت كاوش همچنين با اشاره به ديواره بزرگ از جنس لاشه سنگ با ملات ساروج نزديك رأس تپه كه بر اثر فرسايش و تأثير عوامل جوى از دل خاك پديدار شده اظهار داشت: احتمالاً اين ديواره متعلق به يك دژ بزرگ بوده است كه با ادامه كاوش كاربرى قطعى آن مشخص خواهد شد. اين تپه در سال ۱۳۸۲ از سوى اداره ميراث فرهنگى و گردشگرى وقت استان لرستان مورد بررسى قرار گرفته است.تپه توبره ريز با ابعاد ۱۱۶ در ۱۷۶ متر به صورت شمالى جنوبى و ارتفاع ۲۰ متر در مدخل تنگه اى كه مسيرى چند هزار ساله براى كاروانيان ويژه كوچ عشاير محسوب مى شده قرار گرفته است.
با توجه به داده هاى باستان شناختى تپه توبره ريز كه در دوران پارت و ساسانى داراى اهميت بوده، از زمان روى كار آمدن اتابكان لر نيز مورد توجه قرار گرفته و در زمان مغول ها از اهميت نظامى آن كاسته شده است.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
يادمان جاودانه علويان

يادمان جاودانه علويان
 
محمدرضا متولى الموتى
استان همدان يكى از مناطق باستانى، تاريخى و بسيار با ارزش ايران به شمار مى رود كه از جاذبه هاى متعدد تاريخى و معمارى و گردشگرى بى شمارى برخوردار است. وجود مناطق باستانى و كاخ هاى ارزشمند دوره هاى هخامنشى و ساسانى، آرامگاه شاعران و دانشمندان بزرگ ايرانى، آرامگاه هاى بزرگان پيروان مذاهب ديگر، شهر باستانى با ارزش و منحصر به فرد هگمتانه، گنبدها و برج هاى معروف و ارزشمندى چون «گنبد علويان»، تنها بخشى از جاذبه هاى استان همدان را تشكيل مى دهند.
محوطه باستانى گنجنامه، در يكى از دامنه هاى كوهستان الوند، در انتهاى دره مصفاى«عباس آباد»و به فاصله ۵ كيلومترى جنوب غربى همدان كه در آن دو سنگ نبشته حاوى پيام هاى «داريوش»و پسرش «خشايار شاه» (دو تن از شاهان هخامنشى) به يادگار مانده است كه متون سنگ نبشته ها حاكى از اوج قدرت و تمدن ايرانى ها در اعصار گذشته بوده و بسيار غرور انگيز است.
آرامگاه باباطاهر ، شاعر و عارف وارسته همراه با آرامگاه ابن سينا پزشك نامى ايران آن زمان در جهان علم و حكمت و معروف به حكيم الحكما، نيز از ديگر جاذبه هاى با ارزش معمارى استان همدان به شمار مى روند. شهر باستانى و موزه هگمتانه كه در آن آثار متعددى متعلق به دوره هخامنشيان و دوره هاى پس از آن كشف شده نيز بر غناى جاذبه هاى معمارى و تاريخى استان همدان افزوده و نمايانگر قدمت و تمدن ديرينه اين ناحيه است.
در اين ميان گنبد علويان كه از سازه هاى زمان سلجوقيان در قرن ششم است، يكى از آثار تاريخى با ارزش و قابل توجه استان همدان است كه به لحاظ قدمت تاريخى، ويژگى معنوى و معمارى منحصر به فرد، داراى ارزش و اعتبار خاصى در ميان تاريخ شناسان و كارشناسان ميراث فرهنگى و گردشگرى ايران و جهان بوده و سالانه پذيراى صدها هزار بازديد كننده داخلى و خارجى است.
«گنبد علويان» بنايى چهار ضلعى است و قدمت تاريخى آن به اواخر دوره سلجوقيان (قرن ششم) بر مى گردد. اين بنا از نظر منظره بيرونى بسيار شبيه به «گنبد سرخ مراغه» با ابعادى بزرگتر است.
در طبقه زيرين بنا و در زير فضاى داخلى گنبد كه داراى گچبرى هاى متعدد بسيار زيبا است، سردابى وجود دارد كه در وسط آن مقبره اى با كاشى هاى فيروزه اى رنگ جديد پوشيده شده كه طبق اسناد و مدارك تاريخى متعلق به دو نفر از خاندان علويان است.
اين بناى تاريخى به وسيله خاندان علويان ابتدا به عنوان مسجد ساخته و سپس در دوره هاى بعد با ايجاد سردابى در زير زمين به مقبره آن خاندان تبديل شد كه « افضل الدين بديل بن على خاقانى شروانى» متخلص به «خاقانى »در آثار خود از اين گنبد به عنوان گنبد سبز ياد كرده است و فرهنگ عاميانه مردم استان همدان نيز بر اين امر دلالت دارد ، زيرا در يكى از شعرهاى عاميانه قديمى مردم همدان چنين گفته مى شود كه:
دلا دوشم دلا دوشم دلا دوش
به حق گنبد سبز سيه پوش
اما چرا سيه پوش ؟ سند و مدرك قابل استنادى در اين باره در دست نيست اما به گفته تعدادى از فعالان و پژوهشگران ميراث فرهنگى و تاريخى همدان علت آن اين است كه گروهى از بازماندگان فعلى علويان در همدان هنوز هم در عزاى كشته شدن بزرگان علويان بويژه دو مدفون در داخل گنبد علويان سيه پوش هستند.
«راوندى» صاحب مجمع التواريخ و القصص نيز از «گنبد علويان» با نام «تريه اسلاف» ياد كرده و چنين عنوان مى كند كه چون اين بنا بسيار مورد توجه علويان و مدفن دو تن از بزرگان علويان بوده و در گذشته نيز گنبد سبزى در بالاى بنا خودنمايى مى كرده است كه بر اثر گذشت زمان گنبد آن تخريب شده، به نام گنبد علويان نام گرفته است و از سوى ديگر علاقه شديد مردم همدان به سادات و دوستداران امام على(ع) موجب تقويت جايگاه اين بناى تاريخى در ميان مردم همدان است.هر چند كه متأسفانه از هويت دقيق دفن شدگان در اين گنبد اطلاعات دقيقى در دست نيست.
مجموع جاذبه هاى معمارى و بازمانده هاى دوره هاى باستانى و سازه هاى معمارى معاصر، در مجموع، استان همدان را به يكى از ديدنى ترين و به يادماندنى ترين مناطق ايران تبديل كرده است كه بازديد از آن به هر گردشگر و ايران دوستى توصيه مى شود.گنبد علويان در چهار باغ علويان در نزديكى ميدان امامزاده عبدالله همدان قرار دارد.اين اثر كه يكى از شاهكارهاى معمارى و گچ برى بعد از اسلام در همدان است به شماره ۹۴ در مورخه ۱۳۱۰‎/۱۰‎/۱۵ در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است.

پالنگان زيبا و ديدنى
 
آذر شهبازى
روستاى «پالنگان» در دهستان ژاورود در ۴۷ كيلومترى غرب كامياران در دره تنگيور در استان كردستان واقع شده است. اين روستا در دامنه كوه و در دو طرف دره قرار دارد و بافت آن از لحاظ معمارى به صورت پلكانى ساخته شده است و پشت بام منزل پائين به منزله حياط خانه بالاست.
رودخانه خروشان تنگيور كه از ميان آبادى مى گذرد آن را به دو قسمت تقسيم كرده است و خانه هاى روستا با سنگ و بيشترشان به صورت خشكه چينى ساخته شده است.
اين ناحيه از مراكز مهم كردستان در دوره سلجوقى به بعد بوده است و قلعه پالنگان كه مجاور روستا و در بالاى كوه قرار دارد بيانگر اين مطلب است. با توجه به بقاياى مساجد، منازل قديمى و باغ هاى زيباى اين روستا به نظر مى رسد كه شالوده اصلى آن به دوره سامانى بازمى گردد.
همچنين روستا داراى گورستان قديمى است كه چند سنگ قبر با خط كوفى مربوط به قرن ششم و هفتم در آن وجود دارد، اما از همه مهم تر بافت معمارى پلكانى روستا است كه داراى ارزش فراوان است. اين روستا افزون بر داشتن معمارى زيبا، داراى چشمه ها و آبشارها و طبيعتى سرشار از زيبايى منحصر به فرد در استان كردستان است. بيش از ۲۰ چشمه جوشان در دره تنگيور است كه آب زلال و خنك خود را به رودخانه تنگيور مى ريزند و آبشارهاى حاصل از ريزش آب اين چشمه ها بسيار ديدنى است. رودخانه تنگيور كه از ميان آبادى مى گذرد، بخش اعظم آب خود را از اين چشمه ها كه در فاصله ۷۰۰ تا ۸۰۰ مترى جنوب شرقى آبادى قرار دارند تأمين مى كند و به همين رو آب رودخانه بسيار گوارا و خوش طعم است. رودخانه تنگيور بعد از گذر از آبادى در حدود ۱۲۰ مترى غرب پالنگان به رودخانه پرآب سيروان مى پيوندد.
به واسطه خصوصيات آب رودخانه تنگيور و اين چشمه ها، بزرگ ترين مجتمع هاى پرورش ماهى در كنار اين روستا ساخته شده است كه بيشتر گردشگران به علت تازگى و نوع ماهى ها و همچنين قيمت مناسب آن براى غذا و همچنين دستاورد سفر به پالنگان، اقدام به طبخ ماهى در محل مى كنند و اهالى اين روستا بخشى از مايحتاج خود را از اين رودخانه تأمين مى كنند. اين روستا بسيار سرسبز و داراى آب وهواى بسيار مطلوب و دل انگيز در فصل هاى بهار، پائيز و زمستان است و از اين لحاظ از ديدنى ترين نقاط استان كردستان به شمار مى رود.
قلعه پالنگان:
در فاصله ۸۰۰ مترى جنوب شرقى روستاى پالنگان در دره تنگيور و در محل چشمه هاى پرآب، قلعه اى به نام قلعه پالنگان قرار گرفته كه هنوز آثار و بقاياى اتاق ها، آتشكده ها و پل هاى قديمى آن پابرجاست. آثار و يادمان هاى به دست آمده از اين قلعه نشان مى دهد كه قدمت تاريخى پالنگان به دوران هاى كهن مى رسد. اين آثار كه شامل يك لنگه دروازه از يك تخته سنگ بزرگ و پل هاى ساخته شده بر روى رودخانه است هنوز به جاى مانده اند. چنانچه در تحفه ناصرى آمده است: «اين قلعه مدت ها محل سكونت امراى كلهر بوده است كه بعدها خاندان مشهور اردلان آن را جزو قلمرو و متصرفات خود قرار داد و بر استحكامات آن افزوده و بناهاى رفيع از مسجد و دكان ها و غيره بر آن مى افزايند.»
وجود قلعه پالنگان قبل از حكمرانى، اردلان ها و حتى امراى كلهر مسلم است. اما از چگونگى و تاريخ ساخت آن اطلاعى در دست نيست. بدون شك به دليل موقعيت استراتژيكى اين قلعه، از خيلى قرن ها پيش از قلاع مهم و غيرقابل دسترس بوده است. در دوران حكومت اردلان ها بر كردستان چند قلعه موجود بوده است كه اين قلعه ها در فصلى خاص مورد استفاده حكام وقت قرار گرفته اند. قلعه زلم براى زمستان، قلعه مريوان براى پائيز، قلعه حسن آباد در تابستان و قلعه پالنگان در بهار ميهماندار حكومتيان بوده اند. بدين ترتيب قلعه پالنگان كه از زمان خسروخان اردلان در ۵۹۴ هجرى شمسى به تصرف خاندان اردلان درآمده بود، در سال ۱۰۶۶ هجرى شمسى پس از حدود ۴۷۲ سال ميهماندارى حكام اردلان ويران مى شود.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي
دره "سردر" واقع در20 کیلومتری شرق شهرستان طبس میباشد

دره "سردر" واقع در20 کیلومتری شرق شهرستان طبس میباشد

 ؤ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چشمه آب گرم که با نام حمام مرتضی علی خوانده میشود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی قدیمی ترین سد های ایران که در زمان شاه عباس ساخته شده

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - كاظم خطيبي